جذب سرمایه خصوصی به پروژه های راه آهن با مشکلات و موانع متعددی مواجه است. پروژههای راهآهن شامل سرمایهگذاریهای بزرگ و موانع بالای ورود هستند که کسب قدرت تصمیمگیری برای سرمایههای خصوصی دشوار است. راهآهن دارای درجهای از انحصار طبیعی و تأثیر شبکه قابلتوجهی است که به طور بالقوه منجر به ناعادلانه در استفاده از شبکه و حقوق دسترسی، مانند درگیری بین دولتهای محلی و بخش راهآهن میشود. علاوه بر این، مکانیسم قیمتگذاری بازار-محور نیست، یک مدل سود هنوز ایجاد نشده است، و ساختارهای بلیت و کرایهها تحت کنترل دولت باقی میمانند و در نتیجه بازدهی تضمین شده برای سرمایه خصوصی وجود ندارد. این مقاله استدلال می کند که جنبه های زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
1. تسریع در جداسازی وظایف دولت و شرکت و ایجاد یک سیستم سرمایهگذاری و تامین مالی راهآهنی متنوع و بازارگرا.
وزارت راه آهن باید به طور فعال جداسازی وظایف دولت و شرکت را ترویج کند و ساخت و ساز و عملیات طبقه بندی شده را اجرا کند. برای پروژه های رفاهی عمومی، اتکای اصلی باید بر سرمایه گذاری و وام های دولتی در همه سطوح باشد. برای خطوط تجاری، شرکت های خطوط اختصاصی مسافر باید دارای استقلال عملیاتی، درجه مشخصی از اعزام و فرماندهی حمل و نقل، حسابداری مالی مستقل و توانایی تحمل سود و زیان خود باشند. این امر امکان استفاده از روشهای{3}} تأمین مالی مبتنی بر بازار، جذب سرمایههای بازار سرمایه و معرفی سرمایه اجتماعی از طریق تأمین مالی پروژه را فراهم میکند. برای خسارات ناشی از مسئولیت اجتماعی در حین عملیات، مانند امدادرسانی در بلایای طبیعی و حمل و نقل نظامی، وزارت راه آهن باید از طرف دولت یارانه هایی را برای تضمین منافع سرمایه گذاران خارجی ارائه دهد.
2. شرکت های راه آهن باید تصمیم گیری علمی- را تقویت کنند.
شرکت های حمل و نقل مسافر باید تصمیم گیری علمی برای پروژه ها را تقویت کنند، شرایط ساخت و ساز و کارایی عملیاتی را به طور عینی ارزیابی کنند، از پروژه های غارتگرانه با هدف کاهش هزینه ها جلوگیری کنند، منافع سرمایه گذاران را تضمین کنند و توسعه پایدار را تضمین کنند.
3. اجرای سرمایه گذاری دولتی و سایر مسئولیت ها.
سرمایه گذاری دولت باید در اولویت قرار گیرد و 到位 (到位 به معنای "در محل" یا "به طور کامل اجرا شده") برای ایجاد بستری برای جذب سرمایه خصوصی. سیاست های حمایتی ملی به فوریت باید اجرا شود. سیاست های ملی باید از ساخت زیرساخت ها از طریق انتشار اوراق قرضه قابل تبدیل، مشارکت صندوق بیمه و غیره حمایت کند و سیاست های حمایتی مربوط به نرخ کرایه حمل و نقل و مالیات نیز باید اجرا شود.
4. اصلاح قوانین و مقررات مربوطه در اسرع وقت.
قوانین و مقررات حاکم بر تامین مالی پروژه مانند BOT، TOT و ABS هنوز کامل نیستند و نیاز به حمایت از "نوآوری" در قوانین و مقررات مرتبط دارند.
5. تقویت خدمات سرمایه گذاری و راهنمایی.
دولت و شرکتها در همه سطوح باید یک سیستم اطلاعاتی سرمایهگذاری باز و شفاف ایجاد کنند و فعالانه اطلاعات مختلف را در اختیار سرمایههای خصوصی داخلی و خارجی قرار دهند.
در نتیجه، نوآوری در روشهای سرمایهگذاری و تأمین مالی راهآهن میتواند اصلاحات سرمایهگذاری و سیستم تأمین مالی راهآهن را بیشتر ترویج کند، اصلاح کل سیستم مدیریت راهآهن را پیش ببرد و ساخت و توسعه راهآهن چین را تسریع بخشد.
